پستی در روز تولد اولین پسرم
پسر خوبم عشق مامان..نمیدونم زا کجا شر.وع کنم و به کجا ختم کنم این ..عشقی که هیچ وقت تمومی نداره
3سال پیش در چنین روزی زندگی منو کامل کردی.. همه مشکلات زندگی رو فراموش کردم..و تورو تو آغوشم گرفتم
و 3سال از اون روز میگذره و تو بزرگ مرد کوچک من شدی..و من با هر لحظه بزرگ شدنت عشق میکنم..



حال عجیبی دارم
انگار که مادرمو گم کردم..انگار 100 سال از مادرم دورم..ولی انگار نه انگار که پارسال این موقع مادرم پیشم بود تو خونمون بود
وقتی یاد خاطرات تولدت میفتم خنده بر لبام میاد..و وقتی به خاطرات تلخش میفتم چشمام پر اشک میشه..
روز تولدت که مادرم در کنارم بودو عین یه کوه پشتم بودو بهم گفت نترس به خدا توکل کن..
یاد یک سالگیت میفتم که مادرم بودو عکس انداختیمو من از گریه مادرم برا پدرم که ناخوش بود گریه کردم..
و گفتم مامان الکی گریه نکن بابا هیچیش نیست 
یاد دوسالگیت افتادم که شب تولدت مادرم کنارم بود و داشت در تدارک تولدت کمکم میکرد..ولی فوت نابهنگام پسر همسایه همه چی رو بهم زد..
و الان
در روز تولد 3سالگیت مادرم پیشم نیست و من دلم گرفت ..و گریه ها کردم..و دلتنگیها کردم..
کاش مادرم بودو بزرگ شدنتو میدید کاش داداشتو میدید..و به من میگفت خیالم از تو راحت شد..دیگه هیچ فکرو خیالی ندارم تونستی یه زندگی خوب و خوشبختی درست کنی
باز هم میگم مادرم خیالت راحت من خوبم..
دعا کن برا رادینم دعا کن برا راستینم که همیشه سالمو سرحال باشن...و قلبم با بودن این دو نعمت خدادادی بزنه.دعا کن خدا حواسش به منو بچه هام و زندگیم باشه..
مادرم خیلی دلتنگتم..
و کاش در کنارمون بودی
میدونم پسرم خیلی دارم خودمو اذیت میکنم ..ولی این قلب مادرته که شکسته و تا اخر عمرش یه خلاء بزرگی تو قلبش ایجاد شده..
ولی امیدوارم این خلاء عمیق با بزرگ شدن شما محو بشه الهی امین



پستی در روز تولد اولین پسرم
