رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره
راستینراستین، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 21 روز سن داره

دل نوشته های مامان

روزهای پر اضطراب مامان

1392/9/1 15:00
نویسنده : ملیحه
243 بازدید
اشتراک گذاری

این روزا بدجور دلم گرفته .. از یه طرف   کمر درد شدیدو دردای  کاذبو این حرفا  از یه طرف نگرانی برا سلامتی  پسر گلم  از یه طرف بی مهری اطرافیانم 
از اینکه میبینم تنها هستم دلم میگیره از اینکه حس میکنم فقط باید خودم به فکر خودم باشم. و بقیه فقط نظاره گر هستن قلبم میگیره

نمیدونم شایدم خیلی حساس شدم به خاطر این روزای اخر بارداری..و همه چی در نظرم خیلی  بد جلوه میده..

الان چند روزه درد دارم.. و کلافه شدم از دردا.. با اینکه سزارینی هستم ..ولی دارم دردای طبیعی رو میگذرونم ..واین منو خسته کرده..

منتظرم بابا بیاد و بریم بیمارستان..دیگه نمیتونم دردا رو تحمل کنم ..

پسر گلم میدونم دلم بدجور برا تکونات و شیطونیای توی دلم تنگ میشه دلم برا سکسکه کردنات که شکمم میپرید هوا تنگ میشهابله

 دلم برا  روزایی که تکونات زیاد میشدو هی منو به مشتو لگد میگرفتی تنگ میشه و با هر لگد من قربون صدقه ت میرفتم  درسته به زبون نمیآوردم پیش بابایی ((به خطر حسادتچشمک))ولی تو دلم  هی قربون صدقه ت میرفتم...

این 36 هفته و 4روزو   با تمام مشکلاتو تلخیها و شیرینیها و .... گذروندیم.. انشالله بقیه عمرت خیلی بهترو خیلی شیرینتر از این  باشه

میدونم به خاطر  استرسای زیاد نتونستم بهت زیاد برسم و به خاطر این ازت خیلی معذرت میخوام..
میدونم مامان خوبی نبودم و بعضی وقتا شکایت کردم ازت .و گلگی کردم..
ولی مامانا هم بعضی وقتا خسته میشن  عزیز دلمماچ

دلم برای با من بودنت تنگ میشه عزیز دلم..نگران

خدایا خودت همه نی نی های نازو از بلاهای دنیا حفظ کن..نی نی ها گناه دارن و طفلکین..خدایا خودت به بزرگی خودت دوتا پسرای منو بر من ببخش.مراقبشون باش الهی آمین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

ارغنون
4 آذر 92 10:14
واي چه عشقولانه عزيزم! من كه ميگم بياد بيرون يه چند تا لگد بهش ميزنم انقدر كه منو لگد بارون كرد تو اين مدت! مليحه جون يه خورده ديگه صبر كن چيزي نمونده. انشالله به زودي اين يكي گل پسرت رو هم به سلامتي در آغوش ميگيري و همه ي خستگي هات از تنت در مياد. ارغنون جوونم ایشاللله... فکر کن من از هفته پیش دارم زایمان میکنم ولی هنوز خبری س