پسر فندق ما دنیا اومددددد
ببخشید که نتونستم زود بیام اخه یکم درد داشتم حس پشت سیستم نشستنو نداشتم..
بالاخره پسر دومم و پسرو کوشولوم بدنیا اومد..و ما شدیم یه خانواده 4نفره..خدا رو شکر.. با تمام سختیا و مشکلات دوران تموم شد و بچه مو صحیحو سالم بغل گرفتم..
بچه م یکم زردی داشت بمیرم براش که 3بار بچه مو سوراخ سوراخ کردن تا ازش خون بگیرن برا زردیش



دکتر بی وجدان چنان منو ترسوند که گفتم با ابولفضل خودت بچه مو حفظ کن..من طاقت دردو بیماری بچه 10 روزه رو ندارم
صلوات نذر کردم و راستینمو انداختم به دامن حضرت زینب گفتم تو ضامنش باش برا سلامتی بچه م
امروز هم باز بردم برا آزمایش تا یک ساعت دیگه جوابو میدن..
دیروز راستین 12روزش شد و نافش افتاد خدا رو شکر..یکم بهتر بشه میبرمش برا ختنه
بمیرم که باز میخواد درد بکشه بچه م
دلم خواست چند تا عکس از جیگرام بزارم..ایشالله درپناه خدا هر دوشون بزرگ بشن الهی آمین
لطفا ادامه مطلبو بزنید
پسرم راستین روز 8/9/92 ساعت 17:35دقیقه درست سر اذان مغرب بدنیا اومد






این عکس فردای روز بدنیا اومدنشه..فداش بشم

بچه م اینجا زردی داره عزیز دلم

رادینو راستین دوتا داداشا


داداش رادین خیلی کمک مامانه
الهی فدات شم زردیت چرا تموم نمیشه ..



داداشم اذان پسرمو گفت الهی زنده باشی داداش خوبم



پسر فندق ما دنیا اومددددد
